در این مطلب، توضیحات لازم درباره آیا دختر روسری آبی دیگر به تماشای تئاتر می نشیند؟ را خواهید خواند.

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
روزی شیخی از کودکی خردسال پرسید : فرزندم مسجد این محل کجاست؟
کودک اظهار داشت: آخر همین خیابان،به طرف چپ بپیچید،
آن جا گنبد مسجد را خواهی دید.
شیخ بیان کرد: آفرین فرزند! من هم اکنون در آنجا سخنرانی دارم، تو می خواهی به سخنانم گوش دهی ؟
کودک پرسید: درباره چه چیزی صحبت می کنی حاج آقا !؟
شیخ بیان کرد: می خواهم راه بهشت را به مردم نشان دهم!
کودک خندید و بیان کرد: تو راه مسجد را بلد نیستی، می خواهی راه بهشت را به مردم نشان دهی...
خبر خیلی با سرعت در رسانه های دیداری و شنیداری مخابره شد و فیلم آن خیلی زود از طریق شبکه های اجتماعی در میان مردم دست به دست گشت:
«اعتراض شدید بازیگر بی حاشیه به یک تماشاگر تئاتر در انتهای اجرای بیان کرد و گوی بر جای ماندگان؛
رضا بهبودی: خانم شما تا همین جا اعصاب من و باران کوثری را به هم ریخته اید...»
داستان از این قرار است که نور تلفن همراه خانمی در حین اجرای نمایش «بیان کرد و گوی بر جای ماندگان» موجب آزار بازیگر خوش نام کشورمان رضا بهبودی می شود تا جایی که در انتهای نمایش رضا بهبودی با عصبانیت از رفتار او انتقاد می کند. تذکری که فیلمبردار حاضر در محل به سرعت آن را از طریق شبکه های مجازی در میان مردم منتشر کرد.
بی شک برای خیلی ها، این اقدام رضا بهبودی چهره شناخته شده ای که سالیان درازی در کسوت یک بازیگر محبوب و بی حاشیه در سینما، تلویزیون و تئاتر فعالیت می کند، قابل دفاع است. او از حریم خود، سایر بازیگران و مخاطبان بی گمان در طول نمایش بارها و بارها تمرکز خود را به واسطه نور موبایل آن مخاطب روسری آبی از دست دادند، دفاع کرده است و جای بحثی باقی نمی گذارد. با این وجود این اقدام برای من روزنامه نگار که در جایگاه کلیدیی به نام وکیل مردم قرار گرفته ام و نماد رکن چهارم دموکراسی را یدک می کشم، چندان قابل دفاع نیست. ذهن من روزنامه نگار در این دو روز باسوالات و ابهاماتی روبرو شد که پاسخ آن را در هیچ الگوی فرهنگی نیافتم. لذا احساس کردم که بهترین کار این است که این سوالات به شور گذاشته شود و برای آن ها پاسخی جمعی یافت:
جناب آقای بهبودی! در اینکه کار این خانم اشتباه بود شکی نیست اما آیا نحوه ارشاد و تذکر شما مناسب بود؟
جناب آقای بهبودی! ما در جامعه ای زیست می کنیم که سابقه فرهنگی آن به بیش از هزاران سال می رسد و در بطن آن مذهبی قرار گرفته که رافت و مهربانی شالوده و بنیان آن را می سازد. در جامعه ای با این چنین هویتی، آیا شما به عنوان یک هنرمند که وظیفه انتقال اصول آن را بر عهده دارید، شیوه درستی را برای نقد رفتار یک مخاطب علاقه مند به هنر بکار بستید؟ و آیا به عنوان یک بازیگر این حق را داشتید که با مخاطب نمایش خود با این لحن صحبت کنید؟
جناب آقای بهبودی! ما در جامعه ای به سر می بریم که مدام پلیس آن به خاطر برخورد چکشی با مبانی فرهنگی انتقاد می شود، شما به عنوان یک هنرمند که وظیفه خطیر نهادینه سازی فرهنگ، آداب و رسوم و قواعد اجتماعی را بر عهده دارد، از چه الگوی فرهنگی بهره گرفتید که شما را متقاعد نمود تا با تخریب یک جوان، او را از کرده اش پشیمان کنید؟
به عقیده من بد نیست یکبار خودتان را جای آن خانم یا یکی از مخاطبان آن روز نمایش بگذارید و فکر کنید که برای اولین بار با دعوت از یکی از دوستان به تماشای تئاتر نشسته اید، اینگونه رفتاری از یک هنرمند چه نگرشی در شما به وجود می آورد؟
آیا آن دختر روسری آبی که شاید بگویند بهتر که مخاطب تئاتر نباشد- هرچند اگر کسی این جمله را به زیان آورد هنر را نمی شناسد و به وظیفه اش آشنا نیست- بار دیگر حاضر است مخاطب تئاتر شود؟ این سوال را در روزگاری می پرسم که مدام هنرمندان و مسئولان تئاتر فریاد می زنند که مخاطب با تئاتر قهر است. شما چقدر در جذب ایشان و امثال او-کسانیکه با قواعد حضور در سالن تئاتر هنوز آشنا نیستند- کوشش کردید؟
آیا نمی شد به همان شیوه که بزرگان مان از ابتدای تاریخ سرزمینمان بر آن صحه نهاده اند، ارشاد و راهنمایی را در گوشهای تنها، با لبخند و لطیفه ای، با بیان خاطره ای و ... بیان کرد تا تخریبی صورت نگیرد و تنشی ایجاد نشود؟
جناب استاد بهبودی، شاید حرف زور باشد، شاید بی انصافی باشد، شاید توقعمان بالاست، اما ما از هنرمندانمان در پاسخ به اشتباهات دیگران انتظار بیشتری داریم...
تمام اطلاعات بر اساس گزارشهای منتشر شده در زمان نگارش این مطلب تهیه شده است.
این موضوع در روزهای اخیر مورد توجه رسانهها و مخاطبان قرار گرفته است.
جدیدترین جزئیات و تغییرات مربوط به این موضوع در متن گزارش آمده است.
برچسب:
نویسنده: شیدا اکبرینژاد